امروز سعی کردم به مهرناز بفهمونم چقدر عاشقشم
اما نتونستم کلمه ای پیدا کنم که بتونه معنی عاشق بودن رو به معشوق برسونه
به نظر شما کلمه ای هست که بتونه بگه عاشقشم به اندازه ای که حاضرم جونمو براش بدم؟
به نظر شما کلمه ای هست که بتونه بگه هر نفسی که می کشم هر ثانیه ای که زندگی به امید دیدن دوباره ی اونه؟
اما نتونستم کلمه ای پیدا کنم که بتونه معنی عاشق بودن رو به معشوق برسونه
به نظر شما کلمه ای هست که بتونه بگه عاشقشم به اندازه ای که حاضرم جونمو براش بدم؟
به نظر شما کلمه ای هست که بتونه بگه هر نفسی که می کشم هر ثانیه ای که زندگی به امید دیدن دوباره ی اونه؟

